آرشیو
انتخاب نشریه


نقد مديريت بحران در زلزله کرمانشاه

سيد مسعود شهيدي
حضور رهبر معظم انقلاب اسلامي در منطقه زلزله زده ، چند پيام آشکار دارد ، اول آنکه،  اين نظام ، در همه حال و در بالاترين سطح ، با مردم است . دوم آنکه کُرد و لر و ترک و بلوچ و عرب و فارس برايش تفاوت ندارد و سوم آنکه مسئولين مديريت بحران ،هنوز نتوانسته اند نگراني هاي رهبري را رفع کنند . اين حضور درس بزرگي هم براي دولتمردان  دارد که فقط به گزارش‌ها اکتفا نکنند . گزارش‌ها معمولا نيمه پر ليوان را نشان مي دهند .  نيمه خالي ليوان را فقط با حضور در منطقه و در ميان مردم  مي‌توان ديد . دولتمردان بايد  براي چند روز صندلي وزارت و رياست را رها کنند و به ميان زلزله زدگان  بروند و بدون واسطه و از نزديک مشکلات آنها را ببينند . وقوع  زلزله در ايران ، يک امر طبيعي و شناخته شده  است . مردم ايران هم در همه زلزله ها ثابت کرده اند که در همدردي و دلسوزي و کمک رساني حقيقتا ملت بزرگوار و ايثارگري هستند . دستگاه ها و مسئولين نيز در همدردي کردن وخدمت رساني ، تلاش کرده اند و همه شنيده ايم حتي در همين زلزله اخير هم چند نفر از پرسنل امداد ي در اثر شدت فعاليت و تلاش ، 
جان خود را از دست داده اند . واقعا بايد از همه امداد رسان‌ها تشکر و  قدرداني کرد و قطعا تا همين امروز که هشت روز از زلزله گذشته خدمات بسيار زيادي از طرف همه ارگان‌ها به زلزله زدگان ارائه شده   ، اما اين همه ، مانع از آن نيست که ضعف ها و نارسايي ها به ويژه در سازمان مديريت  بحران کشور که رأس هرم مديريت بحران است  نيز ديده نشود تا براي رفع آن اقدام فوري صورت گيرد . با اين هدف ، چند مورد که به نظر مي رسد مهمتر است ياد آوري مي شود :
1-کاملا مشهود است که با وقوع هر زلزله ، يک نوع حالت غافلگيرشدن به مسئولين دست مي دهد و هر بار لازم است رهبر معظم انقلاب ، با يک هشدار و بيدار باش ،  دستگاه ها را براي شروع کار يا تقويت کار به حرکت در آورند   . آيا بعد از اين همه تجربه زلزله ، و اين همه خسارت ، نبايد هر دستگاهي ، و به خصوص دستگاه هاي مسئول ، دستور العمل دقيقي  براي زلزله داشته  باشند وآن را  به نيروهاي خود آموزش داده باشند تا هنگام  بروز زلزله ، از همان دقيقه اول ، تکليف هرکس مشخص باشد و کار خود را شروع کند ؟ آيا اکثر مشکلات و تلفات مربوط به همان ساعات اوليه حادثه نيست ؟. آيا نبايد يک برنامه عملياتي زمانبندي شده در هر دستگاهي باشد تا از همان لحظه اول زلزله ، بدون اتلاف وقت و بدون نياز به فرمان رهبري ، و بدون نياز به روند کند و زمانگير اداري ،  به طور خودکار و سريع ، وظايف مندرج در دستورالعمل به اجرا در آيد  ؟ اين شيوه امداد رساني ، حرف تازه اي نيست که قبلا تجربه آن را نداشته باشيم . آتش نشان‌ها بر اساس چنين دستور العملي که از قبل تدوين شده و از قبل به آنها آموزش داده شده ،
هنگام وقوع آتش سوزي  ، بدون حتي لحظه اي توقف  ، وبدون نياز به دستور وزير و استاندار و فرماندار و بدون نياز به جلسه و بگو مگو هاي
کارشناسي  ، و بدون نياز به روند  تصميم گيري اداري ، بلافاصله طبق دستورالعمل  ،با بيشترين آمادگي و کامل ترين  تجهيزات  و با حد اکثر سرعت خود را  به محل حادثه مي رسانند . آيا زلزله کم اهميت تر و کم تلفات تر  از آتش سوزي است ؟. چرا دستگاه هاي مختلف ، براي زلزله ، دستور العمل زمانبندي شده ندارند  . آيا در زلزله کرمانشاه ، امداد رساني و نجات ، از همان ساعت اول ، سرعت و نظم و مديريت قابل قبول داشت ؟ . غافلگير شدن مسئولان در هنگام زلزله ، يکبار  معنا دارد  ، و اگر مسئولي در يک مسئله حياتي که قبلا بارها در کشور تکرار شده ،  غافلگير شود ، اين ديگر نامش غافلگيري نيست ، حتما بي کفايتي است . 
2- همه مي‌دانيم که درهر  زلزله نيازهايي مربوط به همان دقايق و ساعات اوليه است که اگر اقدام نشود ديگر قابل جبران نيست . خدماتي هست که اختصاص به همان روزهاي اول دارد که اگر انجام نشود فرصت از دست مي رود و جبران آن ميسر نيست .
خدماتي هم مربوط به ميان مدت و بلند مدت است . متأسفانه گزارش هايي 
وجود دارد که نشان مي دهد دستگاه هاي مسئول ما براي دقايق و ساعات اوليه که بسيار حياتي هستند برنامه تدوين شده و آموزش داده شده ندارند و نوعي تأخير در شروع خدمت رساني و نوعي سردر گمي در نوع خدمت رساني و محل خدمت رساني  در آن ساعات اوليه و حتي روزهاي اوليه وجود دارد . يکي از مسئولين  چهار  روز بعد از زلزله در مصاحبه رسمي گفت:  خوشبختانه بي نظمي هاي روزهاي اول  برطرف شده . چرا بايد دستگاه هايي که وظيفه دارند به کمک  زلزله زدگان بروند در روزهاي اول بي نظم بوده اند . اين بي نظمي ، در آن ساعات حساس و پر خطر اوليه که در هر دقيقه عده اي جان خود را از دست مي دهند  ، چقدر خسارت به بار مي آورد. آيا اگر هر دستگاه از قبل دستورالعمل دقيق و روشن و هماهنگ با دستگاه هاي ديگر داشت و از همان دقيقه اول کار خود را در محل ويژه خود ،بدون وقفه شروع مي کرد ،  بي نظمي به وجود مي آمد ؟ مسئول ديگري در مصاحبه خود مي گويد چون تعداد پس لرزه ها زياد بود نتوانستيم خدمات خود را زود تر ارائه کنيم . آيا پس لرزه چيز عجيب و غير منتظره اي است ؟ آيا در زلزله هاي قبلي پس لرزه  وجود نداشته ، چرا بايد   پس لرزه  در آن ساعات حياتي ، مانع خدمت رساني شود  ؟ ستاد بحران چرا اين ضعف را حل نکرد  ؟
3- برخي مسئولين که بايد خدمات ميان مدت و بلند مدت به مردم بدهند با افتخار مي گويند ما کار خود را شروع کرده ايم . خدا به آنها خير بدهد که کار خود را شروع کرده اند ولي در ساعات و روزهاي اول ، 
اولويت  حياتي ، نجات  جان زير آوار ماندگان و مجروحين است . 
غذا و آب رساندن است . تهيه چادر و وسائل گرمايش است .  در حالي که روز هشتم زلزله گزارشگر سيما مي گويد هنوز نايلون کافي  براي مقابله با باران وجود ندارد .  صرف وقت براي کارهاي بلند مدت را بايد نوعي سر در گمي در خدمت رساني  ناميد . در ساعات اوليه ، 
برنامه و دستور العمل  تمامي دستگاه ها و نيروها بايد نجات فوري زير آوار مانده ها و معالجه  مصدومين و مجروحين و امدادهاي اوليه باشد   . بالاترين تلفات زلزله ها مربوط به همين ساعات اوليه است . 
چرا براي اين ساعات حياتي ، برنامه هماهنگ شده و زمانبندي شده وجود ندارد . 
4- قابل پيش بيني است که در هر زلزله ، آنها که جان سالم به در برده اند و مشغول نجات خانواده خود هستند ، بلافاصله نياز به غذا و آب دارند . اين يک مسئله بديهي و قابل پيش بيني است . چرا سازمان مديريت بحران  براي اين مسئله بديهي و قابل پيش بيني  ، از قبل تمهيدات لازم را نينديشيده   و چرا از همان  ساعات اول به مردم آب و غذا ي لازم را نمي رسانند . در رسانه ها گزارشي منتشر شد که يک فرد زلزله زده در يکي از نقاط ،  دو روز بعد از زلزله از مردم و مسئولين کشور درخواست مي کرد که به ما غذا برسانيد . او مي گفت فقط آب مي آورند ولي غذا نياورده اند . پنج  روز بعد از زلزله ، يکي از مسئولين  گزارش داد پخش  بسته هاي غذاي هفت روزه  آغاز شد . آيا واقعا امکان پذير نبود که اين بسته ها از همان ساعات اوليه يا روز اول  بين مردم پخش مي شد ؟ مسئولين مديريت بحران  از خود بپرسند مردم زلزله زده و کودکان آنها در اين پنج روز   بدون غذا چه کرده اند ؟نماينده محترم مجلس در روز هفتم زلزله مي گويد در جايي غذا هست لباس نيست در جاي ديگر لباس هست غذا نيست . چرا بعد از هشت روز هنوز مي گويند چادر کم است ، 
پتو کم است ، بخاري کم است ؟ آيا از همان لحظه اول قابل 
پيش بيني نبود که در يک منطقه سرد سير اين اقلام مورد نياز است ، آيا واقعا دولت و سازمان مديريت بحران با امکانات موجود و در دسترس خود نمي توانست همان روز اول اين اقلام را در کرمانشاه پياده کند ؟ 
مسئولين و سازمان مديريت بحران  کمي فکر کنند و ببينند  بدون چادر و پتو، توي اين شب هاي سرد و زير صفر درجه ، بچه هاي کوچک مردم کنار خيابان چگونه سر کنند ؟.  
5- زلزله ها معمولا يکي دو شهر بزرگ و صدها بخش وروستاي پراکنده را در يک گستره وسيع فرا مي گيرد . متأسفانه به علت فقدان يک برنامه و دستورالعمل دقيق ، در ساعات و روزهاي اوليه ،  اکثرتوجهات و خدمات متوجه شهرهاي بزرگ است که در دسترس هستند ، به طوري که  گاه حتي ترافيک سنگين خدمت رساني  در آن شهرها  به وجود  مي آيد  ولي گويي طبق يک قانون نانوشته ،  روستاها در اولويت دوم قرار مي گيرند و حتي در روزهاي بعد از زلزله ، کسي خبر ندارد که دربعضي  روستاها ي ميان کوه ها و دشت ها چه اتفاق هايي 
افتاده و اکنون مردم چه ميکنند  . خراب شدن راه هاي ارتباطي هم به اين بي توجهي دامن مي زند و به سادگي  گفته مي شود به روستاها   دسترسي نداريم . آيا بسته شدن راه هاي روستايي و دور بودن آنها از مرکز ، براي سازمان مديريت بحران ناشناخته و غير قابل پيش بيني  بوده ،  آيا واقعا امکان پذير نبود از قبل براي اين مشکل چاره اي يافته شود  و برنامه اي تدوين شود که از همان ساعات اوليه  که حياتي ترين ساعات زلزله است ، تمام روستاها تحت پوشش خدمات قرار گيرند ؟ در برخي استان ها ، جمعيت روستايي کمتر از جمعيت شهري نيست . چرا بايد اين جمعيت ، به دليل دوري راه يا خرابي راه ، 
در روزهاي اول مورد کم توجهي باشند ؟ بسياري از تلفات زلزله هاي 
ما مربوط به همين روستا هاست که در روزهاي   اول زلزله عموما محروم از خدمات و امدادهاي عمومي هستند .
 6 - گستردگي جغرافيايي مناطق زلزله زده و جمعيت ميليوني 
زلزله زدگان ، به طور طبيعي سبب مي شود ، هيچ ارگاني به تنهايي قدرت رسيدگي به همه زلزله زدگان را نداشته باشد و فلسفه وجودي سازمان مديريت بحران کشور  همين است که در هنگام بحران همه ارگان ها را پاي کار بياورد و هماهنگ کند  ، گسترده بودن زلزله در ايران مسبوق به سابقه است و حضور همه ارگان ها هم يک قانون است  . چرا نبايد از قبل ،  شهرها و روستاهاي هر استان  ، براي لحظه وقوع  زلزله   ، بين ارگان ها تقسيم شده و سهميه هر ارگان در هر استان  کشور به دقت معلوم باشد ، تا در لحظه وقوع زلزله و در همان دقايق و ساعات اوليه ، هر ارگان بتواند بدون اتلاف وقت و بدون سر درگمي به سراغ شهرها و روستاهاي سهميه خود برود و امدادهاي اوليه از قبيل نجات زير آوار ماندگان ، معالجه و اعزام مجروحان و رساندن آب و غذا و چادر و پتو را انجام دهد ؟ اين تقسيم کار سبب مي شود در موقع بروز زلزله ، ارگان ها سرگردان نباشند ، تداخل کار نداشته و وقت شان براي تقسيم کار تلف نشود .  سبب مي شود در يکجا تراکم خدمت   و در جاي ديگر  فقدان خدمت نباشد و تلفات انساني بالا نرود  . 
7- تجربه زلزله هاي قبل  نشان مي دهد کارت شناسايي مخصوص زلزله زدگان يا دفترچه دريافت خدمات يک ضرورت حياتي براي نظم دادن به خدمات و رعايت کرامت انساني زلزله زدگان است تا اقلام خدماتي  با نظم و آرامش و عدالت و احترام تحويل آنها شود  . آيا 
نمي شود اين دفترچه ها قبل از زلزله ها به تعداد ميليوني چاپ شده و به تعداد زياد در اختيار ارگان ها باشد تا در همان روز اول زلزله در هر شهر و روستا  به هر فرد داده شود تا  توزيع اقلام کمکي بدون ازدحام و بي نظمي انجام شود . يکي از مسئولين در روز ششم اعلان کرد 
دفترچه ها توزيع شد . اين تأخير 6 روزه  در يک امر ساده و بديهي  چه معنايي جز بي کفايتي مسئولين دارد . چه کسي مسئول   روز ها 
بي نظمي و تجمع و کشمکش و بي احترامي به زلزله زدگان است ؟ آيا اين خسارت کمي است ؟
8- بارها در زلزله ها و حوادث مشابه ديده شده و اين بارهم مشاهده شد که نيروي انتظامي چند روز بعد از واقعه ، به طور مکرر اعلان مي کند 
ازدحام اتومبيل هاي شخصي در جاده هاي منطقه زلزله زده ، باعث بسته شدن راه ها شده و تريلي ها و کاميون هاي حامل اقلام مورد نياز و آمبولانس ها در ترافيک گير کرده اند ، نيروي انتظامي از مردم خواهش مي کنند حتي براي کمک رساني نيايند تا راه باز بماند . آيا واقعا با خواهش کردن ترافيک برطرف  مي شود؟ آيا ايجاد  ترافيک در جاده هاي مناطق زلزله زده  با توجه به احساس مسئوليت  مردم براي کمک رساني  ،  واقعا براي نيروي انتظامي غير قابل پيش بيني بوده است .  آيا در زلزله هاي قبل ترافيک اتفاق نيفتاد و راه اصلي بسته نشده ؟. واقعا پليس نمي تواند ورود اتومبيل هاي متفرقه به  جاده ها ي اصلي را از همان ابتداي ورود به جاده  ببندد و  اين جاده ها را  از ابتدا تا انتها فقط براي خود روهاي امدادي و اهالي محل باز کند . بستن راه در ابتداي جاده  خيلي آسان است و راه براي امداد باز مي ماند .
9- ازقبل کاملا قابل پيش بيني است که در اثر زلزله بسياري از 
راه ها تخريب مي شود و جاده هاي معدودي هم که سالم است به علت ترافيک بسته مي شود و کمک رساني را متوقف مي کند و در همين يکي دو روز که تردد دچار مشکل است ،عده زيادي جان خود را از دست مي دهند . تنها راه علاج  به ويژه در روزهاي اول ، تمرکز بر امداد هوايي به شکل گسترده  است . در تصاوير خبري بارها 
ديده ايم که براي گرفتار شدگان در سيل ها ، از طريق هوا ، محموله هاي غذا و آب انداخته مي شود .  آيا سازمان مديريت بحران ،  از قبل  
برنامه ريزي کرده است که  بلافاصله بعد از هر زلزله ، تمام ظرفيت هوايي کشور  و تمام ظرفيت امداد رساني کشور  بدون نياز به دستور جديد به طور خودکار به مناطقي که از قبل به عنوان سهميه جغرافيايي هر ارگان  در هر استاني تعيين شده اعزام شوند و براي هزارها روستاي پراکنده در کوه ها و دشت ها ، محموله  آب و غذا و چادر انداخته شود  ،  مسئول اين خلأ بزرگ خدمت رساني  چه دستگاهي جز سازمان مديريت بحران است که از قبل اين امر بديهي را پيش بيني نکرده است ..
10- ايجاد سازمان مديريت  بحران در سطح کشور و در استان ها اقدام بسيار مفيد و  مهمي بوده  ، ولي اين ستادها عموما خودشان دچار بحران داخلي هستند و گاه ديده شده که توان پيش بيني و امکان تصميم گيري سريع و ايجاد هماهنگي لازم  و اقدام به موقع را ندارند  . مسئولي که تازه  اين مسئوليت را مي گيرد   و هيچ اطلاعي از سابقه کار ، شرايط منطقه و حوادث بزرگي مثل زلزله ندارد ، هيچ آموزش قابل قبولي  هم براي اين کار مهم  نمي بيند نه تنها از فهم حادثه ناتوان است و نمي تواند تصميمات سريع و صحيح  اتخاذ کند ، 
بلکه گاه در اثر اختلاف با ارگان هاي کمک کننده ، فرصت طلايي روزهاي اول از دست مي رود  . بايد فکري براي ستاد بحران و مسائل آن در  سطحوح مختلف کشوري  کرد تا  کارايي و توانايي و سرعت آن در لحظه حادثه ، حداکثر باشد .
11 - رفتن مسئولين اجرايي به منطقه زلزله زده و همدردي با 
زلزله زدگان بسيار مفيد و ضروري است و مسئوليني که در اين امر کوتاهي کرده اند بايد مورد سؤال قرار گيرند .  ولي مسئولين محترم بايد بدانند که  فقط ديده شدن  چهره آنها در منطقه کافي نيست و فقط اظهار تسليت از داخل اتومبيل  ، دردي را  از زلزله زدگان  دوا نمي کند . به خصوص در ساعات و روزهاي اول ، هر مسئولي به منطقه زلزله زده مي رود بايد بين مردم رود و درد دل ها را بشنود . در روزهاي اول که نياز ها بسيار شديد و فوري است ، هر مسئولي به منطقه مي رود بايد نقدا  به اندازه چند تريلي غذا و آب و دارو  و چادر و پتو به همراه  خود ببرد . تمام وزرا و معاونان آنها  و آقا زاده هاي 
آنها به سادگي اين امکان را دارند ،  ولي بازهم ديده مي شود که يک مسئول اجرايي که  به منطقه رفته  ، دست خالي مي رود وفورا  بر مي گردد و زلزله زدگان مجروح و گرسنه و تشنه را در ميان سرما و کوهي از مشکلات باقي مي گذارد .  تصميم گيري در تهران و در وزارتخانه  خوب است ولي فرصت حياتي حضور در منطقه را چرا از دست مي دهند  . مگر نمي شود  همانجا تصميم گيري  کنند  و دردي را دوا نمايند  . آيا دولت نمي تواند يک ستاد ثابت و در سطح چند وزير يا معاون وزير در منطقه تشکيل دهد که در روزهاي حياتي اول بر کارها نظارت کنند  .  
12 – ترديدي نيست که براي زلزله زدگان ، خدمات بزرگي انجام شده و بازهم انجام مي شود و اين ليوان يک نيمه پر دارد . هرکس اين را انکار کند انصاف ندارد . رسانه ها و به ويژه صدا و سيما بايد اين نيمه پر را بازگو کنند تا مردم از اين خدمات مطلع شوند ولي نيمه خالي ليوان هم يک واقعيت است . اگر در يک نقطه ، چادر زده اند و غذاي گرم به بچه ها مي دهند و به بچه ها حتي اسباب بازي و عروسک هم داده اند که بازي کنند و قطعا اين خدمات را رسانه بايد بازگو کند ، اما نقاطي که هنوز نه چادر دارند نه آب سالم و نه غذا را هم بايد نشان دهند تا مسئولان تکان بيشتري به خود دهند و به فرياد آنها برسند . نبايد با نمايش دائمي  خدمات  ، سطح گسترده اي از مناطق محروم از خدمات ، از ديد مردم و مسئولين   پنهان بماند  . اي کاش قانوني تصويب شود تا در هر منطقه زلزله زده يک ستاد خبري از فرهنگيان 
زلزله زده تشکيل شود و صدا و سيما مکلف شود بدون دخالت دولت ، هر ساعت گزارش آنها را در مورد وضعيت منطقه منتشر کند تا مردم و مسئولين ، هر ساعت درد زلزله زدگان را از زبان خود آنها  بشنوند  و انگيزه بيشتري براي خدمت رساني فوري  پيدا کنند .        
 13 – گاه خبر هايي از صدا و سيما پخش مي شود که عرق شرم بر پيشاني مي نشيند . در خبر رسمي سراسري گفته شد که عده اي 
از مجروحين زلزله زده را به بيمارستان امام خميني تهران آورده و همراهان آنها را در حسينيه بيمارستان اسکان داده اند . مجري سيما  از مردم تقاضا مي کرد به اين افراد غذا برسانند . آيا واقعا در تهران ، زير گوش ستاد بحران کشور ، با اين همه وزير و معاون وزير و شرکت هاي دولتي و بانک ها و وام هاي ميلياردي که به نور چشمي ها 
داده مي شود ،   و با وجود اين همه آقازاده   ، نمي شد  غذاي اين چند ده نفر يا چند صد نفر را آبرومندانه تأمين کند  ؟ آيا نايلون براي روي چادر ها را بايد مجري تلويزيون از مردم درخواست کند ؟ 
مگر اين غذاي صد نفر و نايلون براي چادر ها ، چقدر هزينه دارد که دولت وبانک ها و سازمان مديريت بحران از تهيه آن ناتوان اند ؟ 
واقعا مديريت  بحران کجا است . آيا از سال ها قبل قابل پيش بيني نبود که در منطقه باراني ، چادر ها نايلون مي خواهد ، آيا قابل 
پيش بيني نبود که همراهان مجروحيني که به تهران و استان هاي ديگر مي روند  غذا مي خواهند ؟ 
14- چند روز ديگر سر و صداي زلزله فروکش مي کند . رسانه ها و مسئولين ، کم کم ،زلزله را فراموش مي کنند  و مشغول کارهاي عادي خود مي شوند . زلزله زدگان با هزارها مشکل از رأس خبرها و خدمت ها 
حذف مي شوند و مسئولين تا وقوع زلزله بعدي که دوباره تمام اين خطاها و نقص ها تکرار شود ، به کار روزمره خود مشغول مي شوند . بازهم  رهبري بايد بار سنگين وعده هاي داده شده را به دوش گيرد و پيگيري کند و بازهم ستاد بحران ، غايب بزرگ صحنه خواهد بود   . اي کاش مجلس ، تصميم بزرگي بگيرد ، قانون قبلي را که براي تأسيس سازمان مديريت بحران تصويب کرده مورد مطالعه قرار دهد ، عملکرد اين سازمان در اين مدت راهم بر رسي و ارزيابي کند  و ببيند مشکل از کجاست . ببيند  اين نقص ها و نارسايي ها که هر بار خسارات جاني بسيار به ويژه در روزهاي اول  به بار مي آورد از کجا سرچشمه مي گيرد ؟ ضعف قانون است يا ضعف اجرا  . قانون و اجراي قانون هر دو تحت کنترل مجلس است .  نمايندگان محترم از خود سؤال کنند ، 
چه کنيم که  در زلزله بعدي اين نقايص تکرار نشود  . اين اقدام ، يک اقدام بي سابقه نيست که مجلس در انجام آن نياز به مقدمات زمان بر داشته باشد . بسياري از کشورهاي پيشرفته به خصوص آنها که بلاياي طبيعي بيشتري دارند ، چنين قوانيني دارند و براي اجراي مطلوب آن تمهيداتي انديشيده اند تا ، ميزان تلفات جاني و مالي و روحي و رواني مصيبت ديدگان  به حد اقل  برسد . ما که مسلمانيم و هشدار بزرگ مَن اَصبَحَ وَ لَم يَهتَمَّ بِاُمورِ المُسلِمينَ فَلَيسَ بِمُسلِم جلوي چشممان است قطعا بايد سريع تر و بهتر اقدام کنيم .

آدرس مطلب http://www.resalat-news.com/newspaper/page/9087/1/1580/0
ارسال دیدگاه
  • ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
  • دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
  • از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
  • دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.
captcha