امروز: جمعه 12 شهريور 1389
*** روزنامه رسالت ***
| صفحه اصلی (شماره آخر) - ويژه نامه - سرویس RSS - درباره ما - تماس با ما - پیوندها - آرشيو قديمي
آرشیو تاریخی
روز:
ماه:
سال:
جستجو
مشروح خبر
درگفتگوي هنرمند خطاط رضا شيخ محمدي عضو انجمن خوشنويسان ايران با رسالت مطرح شد
کلک نگاري با فونت لوتوس !
1388/10/07
  بزرگنمایی:

 گفتگو از سيد مجيد حسيني
 اشاره :
در خيابانهاي شهر قدم مي زنم ، تابلوهاي سردر فروشگاهها با رنگها و طرحهاي گوناگون مرا به خواندن نوشته هايشان جلب مي کنند .نوشته هايي با فونتهاي عجيب و غريب ، جذاب و جديد . وارد يک گالري عمومي مي شوم . نمايشگاهي از آثار خوشنويسي است .تابلوهايي از دلنگاري و سياه مشق به سبک نستعليق ؛ خطي وزين ، فاخر  و دلربا که انسان را به فکر فرو مي برد تا بيشتر به عمق و معناي کلمات پي ببرد . با اين رويکرد که خوشنويسي ، شاخص ترين ويژگي جنبه بصري هنر و تمدن اسلامي است و با ظهور هنرهاي مدرن به ورطه فراموشي افتاده است گفتگويي با آقاي شيخ محمدي انجام مي دهيم .رضا شيخ محمدي  در سال1344 در شهر قم در خانواده اي  مذهبي و روحاني متولد شد .پدرش  آيت الله تاکندي است. طلبگي را همراه با عشق به فقاهت و مشق خط در مدرسه التفاطيه قزوين آغاز کرد.به جبهه رفت و دوربين عکاسي به دست گرفت و صحنه هايي را در قاب دوربينش ماندگارکرد .سه نمايشگاه خط برگزار کرد .پنج کتاب به چاپ رساند .
علاقه  شما به هنر از چه زماني آغاز شد؟
مي توانم بگويم هنر خوش نويسي را از سن
12 10- سالگي آغاز کردم ، من وقتي ابزار کتابت را نزد پدرم مي ديدم مثل قلم ني که خودشان با قلم تراش مي تراشيدند ، براي من وسوسه برانگيز بود و خود مرکب و حتي بوي مرکب براي من جذابيت داشت با ابزاري که ما در مدرسه و نزد بچه ها مي ديديم بسيار متفاوت بود و جيفه اي که در ظرف دهان گشادي ريخته مي شد و نگارشي که با قلم و دوات بود براي من جالب بود حتي صداي رانش قلم روي کاغذ که صداي جير جير مي دهد و به آن “سرير” مي گويند براي من بسيار جالب بود و همين باعث شد که ما هم براي خودمان ابزاري تهيه کنيم و دست به کار بشويم ونزد ايشان به آموزش خوشنويسي بپردازيم.
همه  آموزشهاي خطاطي را نزد پدرتان آموختيد؟
نه خير  بعدها که به قزوين رفتيم نزد آقاي نايبي در باشگاه شبانه اي که در مدرسه ي پاسداران قزوين برگزار مي شد و تعليم مي داد و اين جرقه اي بود که مرا روشن کرد و نشان داد که آن تعليمات خانگي کافي نيست اين خيلي مهم بود و من مديون آقاي نايبي هستم و بعد در کلاس هاي انجمن خوشنويسان و کلاس آقاي احمد پيرچي که در خانه فرهنگ وزرات ارشاد آن موقع برگزار مي شد شرکت کردم و اين خود پلي شد تا  بعد به تهران راه پيدا کرديم و در کلاسهاي استاد اجل آقاي غلامحسين اميرخاني شرکت کردم.
شما الان به عنوان خطاط و خوش نويس در چه مرحله اي هستيد؟
من در سال64  مدرک ممتاز خوش نويسي آن موقع را گرفتم و  در مسابقات کشوري هم مقام اول را گرفتم و وارد انجمن خوش نويسان شدم و بعد امتحان مدرسي برگزار شد و من خوشبختانه قبول شدم و حدود يک دهه هست که در کار تعليم خوش نويسي هستم.
تا حالا چند نمايشگاه برگزار کرده ايد؟
تا  اکنون سه نمايشگاه در سطح استانهاي مرکزي ، قزوين و قم برپا کرده ام .
در خطهايتان به سبک خاصي رسيده ايد ؟
بله در سياه مشقها که گونه اي فراورده خوشنويسي است که در آن جنبه اطلاع رساني و کاربردي به حداقل تنزل پيدا مي کند . وقتي ما شعري مي نويسيم يا آيه اي مي نويسيم مثل آن آيه اي که من آنجا در آن تابلو نوشته ام : واخفض لهما جناح الذل  و الرحمه که درباره احترام به پدر و مادر است . آن تابلو همچنان بر جنبه کاربرديش تاکيد هست . چون در يک سطح صافي مقابل چشم بينده در يک خط نوشته شده است . مقلوب نويسي نشده که من بيايم آن را برعکس بنويسم .
مي توان گفت که حامل يک پيامي است؟
آفرين پيام آن آيه را به مدد خوشنويسي برجسته تر کرديم اما در برخي کارها ديگر آنقدر کلمات درهم تنيده شده اند که نمي توان پيام را به صورت روان از خط گرفت اينجا ما با سياه مشق طرفيم . در سياه مشق ما با انواع و اقسام سياه مشق ها مواجهيم.  مثل سياه مشق هايي به سبک مرحوم غلامرضا اصفهاني که من عکسهاي منتشر نشده اش را  آن گوشه نمايشگاه گذاشته ام . اما بنده چند سالي است که سعي کردم سياه مشق را با يک مهندسي ديگري غير از آن ترکيب مالوف و مشهور کنار هم قرار بدهم تا فضاي خاصي خلق شود . اتفاق تازه اي بود و ممکن است به مذاق برخي هنرمندان خوش نيايد .
غير از اين سياه مشق ابداع ديگري نداشتيد ؟
نه چون همانطور که مي دانيد در هنر هاي سنتي و خوش نويسي تغيير و ابداع خيلي مشکل است . چون تاب نمي آورد . چون هنري است که در طول چند دهه که نه در طول چند صده به آن استحکام خود رسيده و از فيلتر ذوق صدها هنرمند گذشته و هر تغييري که امکان داشته انجام شده است و به مرور زمان يک ثباتي پيدا کرده است . مثلا الفي که مي گويند سه نقطه است نمي شود دو نقطه نوشت . يا داخل کاسه س نون را با کمتر از دو نقطه نوشت. خيلي دفرمه مي شود . همين کاري هم که ما کرديم خيلي زياد است و بايد رويش کار شود .
در دنياي جديد ديگر کسي تمايل به آموزش و تمرين دوره هاي طولاني مدت خوشنويسي  ندارد .خانواده ها فرزندان خردسالشان را به کلاس کامپيوتر و زبان مي فرستند. با اين اوصاف آينده تعليم خوشنويسي چيست؟
بله با وجود اين همه فونت مختلف ،
 خوشنويسي دارد از گردونه خارج مي شود .
خوشنويسي به مهارت زيادي احتياج دارد و خط سختي است ، ساليان درازي به رنج و تلاش نياز دارد تابتواني فقط يک سبک را به درستي پياده کني چه برسد به سبکهاي ديگر . زمان مي برد تا بتواني خطي را بنويسي که به درد همه بخورد. لايه لايه باشد و بخواهي لايه هاي ديگرش را کشف کني . مثل دريا که بعضي جاهايش کم عمق به نظر مي رسد اما در واقع جاهاي نهفته بسياري دارد . بايد در کارهاي هنريمان اينطور باشيم . با اين همه ، در اين دنياي ديجيتال که بسياري از امور خوشنويسي با کامپيوتر و نرم افزارهاي مختلف انجام مي شود ، واقعا انگيزه هنري لازم است تا کسي بيايد و تابلويي خلق کند . من فکر مي کنم تا زماني ديگر خوشنويسي به اين معني کاملا منتفي شود و يک وجه هنري از آن باقي بماند و وارد تاريخ شود . البته مردم از جنبه هاي سطحي و هياهوي دنياي مدرن خسته مي شوند و مجبور به بازگشت به گذشته هستند . دوست دارند اوقاتي را به ديدار و نگريستن به گذشته صرف کنند.
خطاطي در قديم مثل تمام فنون ديگر داراي سلوک خاصي بود فکر نمي کنيد غربت خوش نويسي
 حاصل از بين رفتن آن سلوک باشد ؟
بعيد نيست به غيراز جنبه هاي معنوي  مسائل مادي هم بي تاثير نيست . مثلا در قديم کاغذ و مرکب ها با آنچه حالا مي بينيد فرق داشت مرکب را طوري با قلم تنظيم مي کردند که با کاغذ هم آغوش مي شد . اما حالا نه آن کاغذها هستند نه آن مرکبها .
سئوالم را طور ديگري مي پرسم آيا سلوک معنوي خطاط تفاوتي در خلق آثار هنري ندارد؟
آدم وقتي پشت يک تريبون قرار مي گيرد دوست دارد بگويد بله ؛
ولي واقعا منظورتان چيست؟ ممکن است آدم بدطينت هم اين کاره باشد ولي کسي که پاک طينت است در اين وادي نيست که رقيبش را از رده خارج کند و وقت اضافه مي آورد و آن را صرف هنر
 مي کند و هنرمند خوبي مي شود. آدمي که احساس پاکي داشته باشه مسلما خلق و خط خوبي هم خواهد داشت . شما از من مي پرسيد براي خطاطي صفاي باطن لازم است؟ من مي گويم اگر صفاي باطن اين است که من يک فراغت بالي داشته باشم و در اتمسفر آسوده اي پرواز کنم که خيلي عالي است .مثلا شکسپير آدمي نبود که نماز شب بخواند. بلکه با فراغ بال کامل به اين هنر دست پيدا کرد و آدم مطرحي هم شد .
شما طلبه ايد و در قم زندگي مي کنيد . هنر خوش نويسي بين طلبه ها چه جايگاهي دارد؟
مشکلي که جامعه با آن دسته پنجه نرم مي کند گريبان گيرحوزه علميه هم هست. مشکلات هنر همه جا هست . و حوزه به نظر مي رسد از اين هنر خالي مي شود .

حدیث (7072)
پيامبر اکرم (صلّي‌ الله‌ عليه‌ وآله):
اگر همۀ مردم بر محبّت علي بن ابي طالب اجماع داشتند خداوند آتش (دوزخ) را نمي‌آفريد
سرمقاله (7072)
دکتر فلاحت پيشه
بهار سال جاري در خلال اجلاس جهاني بين المجالس - بانکوک- تکاپوي برخي هيئت هاي نمايندگي کشورهاي غربي براي گرفتن ماده اضطراري محکوميت رژيم صهيونيستي کمتر از هيئت ايراني نبود. با توجه به اقدامات توسعه طلبانه ما ه هاي اخير رژيم صهيونيستي در بيت المقدس، حتي طرف هاي غير مسلمان تحولات نيز به اين نتيجه رسيده بودند که امروز موجوديت آن رژيم، تهديدي براي همه اديان و بويژه تهديد جدي صلح و امنيت بين المللي است. امسال در شرايطي به استقبال روز جهاني قدس مي رويم که مصاديق ديگري از مظلوميت قدس شريف شکل گرفته است. کشتار فلسطيني ها به صورت روزانه نهادينه شده است و به رغم برنامه ريزي گسترده آمريکا و همتايان عرب آن براي نشست سازش پايان ماه جاري، آوارگان فلسطيني از گذشته مايوس ترند و شهرک سازي ها ادامه دارد و مرزهاي1948 م هر روز محدودتر مي شود. نکته اساسي آنکه محمود عباس عملا نماينده مشروع فلسطيني ها نيست و فلسطيني هاي سر خورده از کودتا عليه دولت حماس سال ها است مقامات سازمان آزاديبخش فلسطين را بخشي از خيمه سازش مي دانند. ابومازن دست بسته به ميداني برده مي شود که در طرف ديگر آن “بنيامين نتانياهو” گستاخانه همه جاه طلبي هاي راست افراطي و نژاد پرستان يهودي را نمايندگي مي کند. طرف آمريکايي نيز به دنبال سرهم بندي کردن سازشي ديگر است تا در آستانه انتخابات مياندوره اي کنگره، مانع از دست رفتن موقعيت دموکرات ها در نهاد قانونگذاري آن کشور شود. در روز جهاني قدس حضور مردمي ديگري نياز است تا درمقابل تباني سياستمداران، اميد را در اردوگاه فلسطيني ها زنده نگه دارد.
اخبار روز
نظرسنجی  

Copyright © 2004-2009 resalat-news.com, All rights reserved.