تاريخ انتشار: آبان1388
پيروزي انقلاب اسلامي در ايران يکي از مهم ترين وقايع جهان در قرن بيستم بود. اين انقلاب عظيم با شعار “نه شرقي و نه غربي” حاکميت نظام دو قطبي تعريف شده در جهان را به چالش کشيد، لذا همواره بعد از پيروزي مورد حمله هر دو بلوک قرار گرفت. به راه انداختن غائله هاي قومي در کردستان،
سيستان و بلوچستان و مازندران، عمليات هاي تروريستي و شهادت نخبگان سياسي و فکري انقلاب توسط ايادي نظام سلطه، حمله نظامي مستقيم به خاک جمهوري اسلامي ايران به تحريک ابرقدرت ها توسط صدام حسين، تحريم هاي شديد اقتصادي، تهاجم فرهنگي و غيره از جمله اقدامات استکبار جهاني براي مهار و شکست انقلاب اسلامي به شمار مي رود. سازمان هاي اطلاعاتي غرب و بخصوص آمريکا به تجربيات خود در فروپاشي نظام کمونيستي از حربه انقلاب هاي رنگي براي سرنگوني دولت هاي مخالف استفاده کردند و “انقلاب گل رز”، “انقلاب نارنجي”، “انقلاب لاله”، “انقلاب کاج” و... را ترتيب دادند و بدين وسيله دولت هاي مخالف خود را تحت لواي دموکراسي جابه جا کردند و با روش هاي به ظاهر مسالمت آميز دولت هاي طرفدار خود را بر سرکار آوردند. هنگامي که ايالات متحده از کاربرد ابزارهاي متعدد براي مهار و سرنگوني نظامي جمهوري اسلامي ايران نااميد شد، بخصوص بعد از انتخابات دوم خرداد سال1376 به الگوي سرنگوني و تغيير نظام از طريق يک انقلاب مخملي روي آورد، لذا سعي کرد به کمک نخبگان سياسي، احزاب سياسي و جنبش هاي دانشجويي و مطبوعات به اين مهم دست يابد. اما مقاومت هاي فضاي سياسي ايران از جمله حمايت گسترده مردمي و بويژه دانشجويان از نظام، حضور
پرقدرت و مدبرانه ولايت فقيه در راس نظام جمهوري اسلامي و عدم وجود انسجام فکري و پايگاه قوي مردمي براي احزاب اپوزيسيون و غيره موجب شده انقلاب رنگي در ايران به شکست بينجامد. کتاب حاضر تحت عنوان “انقلاب هاي رنگي و انقلاب اسلامي ايران” به پردازش و بررسي اين موضوع مهم پرداخته است. ضمن تقدير از آقاي شعيب بهمن نويسنده محترم کتاب از آقايان دکتر اکبر اشرفي معاون محترم پژوهشي و علي کردي مدير محترم بخش تحقيق و ابوالفضل صدقي مدير گروه تاريخ و روابط خارجي و همکاران پرتلاش معاونت انتشارات قدرداني مي شود.