هنرانقلابي و انقلاب هنري نوعي واژه آرايي و لفاظي نيست بلکه ضرورت ديروز، امروز و فرداي انقلاب اسلامي است.
روز گذشته رهبر فرزانه انقلاب در ديدار با هنرمندان سريال حضرت يوسف فرمودند: “ايده هاي جديد جمهوري اسلامي بايد با شيوه هاي هنرمندانه مطرح شوند.” ايشان با تاکيد بر اينکه پيشرفت وسايل ارتباطاتي و هنري، صنعت سينما و فيلم سازي را به ابزاري تاثيرگذار براي بيان افکار و همچنين اهداف سياسي تبديل کرده، فرمودند: “نظام جمهوري اسلامي ايران حرف ها و ايده هاي جديدي براي گفتن دارد که بايد با استفاده از شيوه هاي هنرمندانه و تاثيرگذار مطرح شوند.”
انقلاب هاي بزرگ دنيا هر يک به نوبه خود موجد هنر متعهد به مباني و اصول انقلابي خود بودند. انقلاب فرانسه، انقلاب روسيه، انقلاب چين و ... هر کدام نوع خاصي از هنر انقلابي را در
قالب هاي کلاسيک و مدرن ترويج مي کردند.
انقلاب اسلامي ايران نيز از اين قاعده مستثني نيست اما ادعايي اضافه برساير انقلابات دنيا دارد. انقلاب اسلامي علاوه بر اينکه مولد هنر انقلابي مختص خود است درعين حال داعيه انقلاب در قالب، فرم و محتواي هنر دارد. هنر پيش از آنکه ابزاري براي ترويج انقلاب باشد در اين گفتمان اصالت دارد و بايد انقلابي اساسي در آن رخ دهد تا به مضمون هنر متعهد و ديني نزديک گردد.
هنرمندان مومن پس از انقلاب، هنر منتسب به انقلاب اسلامي و محصولات هنري30 سال گذشته در عرصه هاي مختلف را ضرورتا نمي توان هنر انقلابي و انقلاب در هنر ناميد. آثار نادري در بعضي
رشته ها مي درخشند اما اين موضوع هيچ وقت عموميت پيدا نکرده است.
در عصر صفوي که مرحله جنيني تمدن سازي ايراني- اسلامي قلمداد مي شود هنر در همه عرصه ها شروع به رشد کرد که امروز نيز بقايا و آثار به جامانده از آن دوران مايه فخر و مباهات ملي و ديني است. نگارگري، فلزکاري، معماري، خاتم کاري، نقاشي، گچبري و... در صفويه عصر طلايي هنر در ايران را رقم زدند. هنر ايراني در صفويه جهاني شد و از هند گرفته تا روسيه و اروپا و آفريقاي شمالي با فرهنگ هاي مختلف ارتباط تعاملي يافت.
انقلاب اسلامي واقعيت جديدي است که داعيه تمدن سازي در جهان معاصر دارد. اين انقلاب نمي تواند از هنر غفلت کند و هنر نيز قادر نيست انقلاب اسلامي ايران را ناديده بينگارد. انقلاب اسلامي مملو از مفاهيم و مضامين عالي است که دستمايه سالها تلاش شبانه روزي هنرمندان درعرصه هاي مختلف را فراهم مي کند.
هنر انقلاب اسلامي با فطرت و حقيقت انساني در هماهنگي کامل است. هنر غير انقلابي حديث نفس و هنر انقلابي معرفت حق است. هنر انقلابي بهترين زبان براي واگويي حقايق انقلاب اسلامي است. هنر انقلابي شايد در چارچوب هاي هنر غربي نگنجد و
جايزه هاي رنگين و فريبنده جشنواره ها را نگيرد اما با حقيقت و فطرت انسان ها ارتباط برقرار مي کند.
به تعبير سيد شهيدان اهل قلم مرتضي آويني “هنر غرب بيان خودپرستي انسان امروز است، هنري شيطاني است . حال آن که هنر حقيقي حديث شيدايي حقيقت است... هنر جديد خاص عالم جديد است . هنر جديد مولود تکنولوژي است . هنر جديد هنر خواص است . . . عوام درکش نمي کنند . . .”
امروز وقت آن رسيده است که هنرهاي انقلابي، انقلابي در هنر ايجاد کنند و به هنروري متعهد عموميت ببخشند. تجربه نشان داده است هنر انقلابي و حقيقت محور با جوامع انقلابي و حقيقت مداري مثل جامعه ايران و ساير جوامع مسلمان ارتباط وثيق تر و گسترده تري پيدا مي کند. سريال يوسف پيامبر، مينياتورهاي فرشچيان، فيلم سينمايي اخراجي ها، مستند هاي تلويزيوني روايت فتح و ... هر يک به نوبه خود رکورد مخاطبين را در حوزه خود به جا گذاشته اند.
سخن آخر اما اينکه هنر انقلابي بايد روش هاي هنرمندانه را فرا بگيرد و با جستجوي حکمت در مسير معرفت حقيقت گام بردارد. استعداد تمدن سازي انقلاب اسلامي با زبان هنر مقدور و ميسر است. واگويي هنرمندانه حقيقت هاي انقلاب اسلامي با فطرت بشر ارتباط وثيقي برقرار خواهد کرد و مي تواند در پروسه ساختن تمدن اسلامي را تسريع و تسهيل کند.