عباس خسرواني
اشاره:برخي از نمايندگان مجلس با امضاي شکايت نامه اي عليه مير حسين موسوي خواهان رسيدگي به جرايم او در حوادث اخير شدند.در گفتگو با نور الله حيدري عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس به بررسي اين موضوع و عوامل امضاي اين شکايت نامه و لزوم محاکمه سران اغتشاشات به گفتگو پرداختيم.
تعداد زيادي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي شکايت نامه اي عليه مير حسين موسوي تنظيم و به مراجع قضائي ارسال کرده اند.به نظر شما علت اين اقدام نمايندگان چه بود؟
به نظر من نمايندگان به2 جهت اقدام به امضاي اين شکايت نامه کرده اند.اول اينکه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي وکلاي مردم هستند و قاطبه مردم از آنان خواسته اند که در برابر فتنه انگيزي ها واکنش نشان دهند.دوم اينکه نمايندگان به عنوان شخصيت هاي سياسي و شخصيت هايي که در عرصه فرهنگي -اجتماعي کشور مي بايست موضع داشته باشند و به عنوان خواص جامعه اظهار نظر کنند تا فضاي تاريک و شبهه آلود فتنه را براي مردم روشن کنند مبادرت به امضاي اين نامه کردند.
چرا نمايندگان پس از گذشت چند ماه از انتخابات و تحولات بعد از آن تصميم گرفتند که از آقاي موسوي شکايت کنند؟
طبيعتا خويشتنداري انقلاب اسلامي و حکومت اسلامي يک حدي دارد و ظرفيت صحه صدر نظام بالاخره در جايي به پايان مي رسد و در نهايت در برابر کساني که همه حرمت ها را شکستند ايستادگي مي کند.به نظر مي رسد همانطور که آموزه هاي اسلام و اولياي خدا و ائمه معصومين(ع) ،حضرت امام و مقام معظم رهبري هم اصل رابر مدارا قرارداده اند و فرصت را براي باز گرداندن افراد به دامان اسلام و انقلاب مهيا کردند تا هوشيار و آگاه شوند.اما عده اي از اين فرصت استفاده نکردند و به فتنه انگيزي خود ا دامه دادند.حال که اتمام حجت ها صورت گرفته به نظر مي رسد آنچه که مي تواند اين فتنه انگيزي را در اين مرحله به خاموشي بکشاند برخورد قضائي با سران فتنه و عاملان اصلي فتنه هاي اخير است.تمام مسير ها و مجاري که مي بايست طي شود تا اين افراد و فرماندهان آشوب ها و اغتشاشات متنبه شوند صورت گرفته است و در ثاني کاملا مشهود است که اين افراد عامدا در برابر نظام و اهداف آن ايستاده اند،لذا به عنوان آخرين راه که زمان آن فرا رسيده محاکمه و تنبيه سران است تا هم خود آنان دست از فتنه گري بردارند و هم به اين درک برسند که نظام جمهوري اسلامي با همه عواطف و صبري که دارد بالاخره با فتنه ها با قاطعيت برخورد مي کند و راه را بر فتنه گري برخي از عناصر خواهدبست.به نظر من در شرايط کنوني جز بهره گيري از راهکار قضائي و محاکمه آنان راه ديگري نمانده است.
برخي ها بر اين اعتقادند که پس از انتخابات به مرور زمان از اقبال برخي طرفداران به سران اغتشاشات به شدت کاسته شده است و در حرکت هاي منافقانه آنان درروزهاي قدس و13 آبان ديده شده که به شدت از اقبال حاميان چند ماه پيش کاسته شده است.نظر شما چست؟
کاهش اقبال طرفداران کانديداهاي شکست خورده نسبت به قبل از انتخابات چيز واضحي است.اين کاهش اقبال علت هايي داشت.يک علت اين بود که به خوبي در خصوص جريان فتنه روشنگري صورت گرفت و مردم در جريان بسياري از حقايق قرار گرفتند و لذا توانسته تصميم بهتري بگيرند وبه اشتباهات گذشته خود اعتراف کردند و خواستار عف و بخشش شدند.افکار عمومي به خوبي متوجه شد که فرماندهي اين فتنه ها و آشوب ها در بيرون از مرز ها و نزد دشمنان قسم خورده اين انقلاب است و عده اي ساده لوح و فريب خورده در داخل به عنوان ابزار آنان وارد عمل شده اند تا ضربات سختي به نظام وارد کنند.وقتي اهداف پليد اين جريان روشن شد عده زيادي از اطراف آنان پراکنده شدند.دوم اينکه رفتار هايي کهآنان در داخل کشور از خود بروز دادند کاملا رفتار هاي غير منطقي و غير قابل توجيه بود لذا به خشونت روي آوردند.طبيعي بود که طبع مردم بر اثر رفتار هاي خارج از چارچوب هاي قانوني و به راه انداختن هرج و مرج جريحه دار مي شود و بر نظر آنان نسبت به عاملا ن تاثير منفي مي گذارد.هر چه به جلو تر مي رويم و حقايق روشن تر مي شود از جمع حاميان و اطرافيان آنان کاسته مي شود و جز کساني که با نظام عناد دارند کسي دور آنان جمع نمي شود. اطلاع رساني به موقع رسانه هاي داخلي و همچنين رسانه ملي در خصوص ابعاد فتنه هاي اخير در کشور را مي توان يکي از دلايل عدم استقبال مردم از جريان موسوم به جنبش سبز و يا همان جريان فتنه دانست. آگاه کردن توده مردم بويژه جوانان و قشر دانشجو از حوادث اخير، مسئوليت خطير رسانه هاي کشور بويژه رسانه ملي بود که مي توان گفت اين رسانه ها تقريبا از زير بار اين مسئوليت با موفقيت بيرون آمدند. در جريان راهپيمايي13 آبان مشاهده شد که توده عظيم مردم با حضور خود اجازه هر گونه توطئه را از جريان فتنه سلب کردند و جمعيت مردمي در آن روز موجب تضعيف هر چه بيشتر جريان فتنه در کشور شد و اغتشاشگران نتوانستند برنامه هاي خود را در اين روز اجرا کنند.
روند برگزاري دادگاه رسيدگي به اتهامات برخي متهمان حوادث اخير چه تاثيري در کاهش اقبال طرفداران ابتدايي کانديدا ها به آنان داشت؟
يکي ديگر از دلايل کاهش طرفداران جنبش فتنه در کشور روند رسيدگي به اتهامات مجرمان اغتشاشات در کشور بود . محاکمه سران آشوب هاي اخير در کشور تاثير بسزايي در ريزش طرفداران جريان فتنه داشت و اعترافات برخي صاحب نظران جبهه اصلاحات موجب شد که طرفداران اين جبهه بيش از هر زمان ديگري نسبت به اين جريان و افراد منتسب به آن اعلام انزجار کنند. نمايندگان مجلس طي اين درخواست در واقع نظر مردم کشور را منعکس کردند و امروز محاکمه موسوي به يک مطالبه عمومي تبديل شده است. همان طوري که رهبري پيوسته با سخنان خود راه صحيح و درست را پيش روي مسئولان کشور مي گذارد، اين بار نيز با رهنمودهاي ايشان بسياري از ابعاد فتنه شناسايي شد و مردم توانستند با تکيه بر سخنان ايشان از عاملان فتنه اعلام برائت کنند. افراطي گري ها و تندروي هاي سران اصلاحات و بويژه موسوي و کروبي مهم ترين عامل ريزش طرفداران اين جريان در کشور بود. رفتارهاي خشن و خارج از ادب و اخلاق سران فتنه و همچنين اعمال نادرست اين افراد بيشتر از هر مسئله ديگري موجب شد که ماهيت دوگانه و متناقض اين افراد براي طرفدارانشان آشکار شود. برخي رفتارهاي سران اصلاحات در کشور بيشتر شبيه به اعمال يک دلقک سيرک است تا يک سياستمدار؛ که اين مسئله مورد استقبال مردم قرار نخواهد گرفت و همان طور که مردم تا امروز مواضع خود را از اين افراد جدا کرده اند، در آينده نيز در صورت ادامه اين رفتارها مواضع صريح تري نسبت به اين افراد و جريانات اتخاذ خواهند کرد.
نقش مقام معظم رهبري در خنثي سازي فتنه هاي اخير را چطور ارزيابي مي کنيد؟
رهبر انقلاب هميشه مواضع خود را به اقتضاي زمان به طور صريح بيان مي کند و در کل رويکرد رهبر انقلاب رويکردي است که در آن مردم محرم اخبار و اتفاقات کشور تلقي مي شوند. در ديدار اخير رهبر انقلاب با نخبگان مسائلي مطرح شد که روشنگري معظم له در مورد برخي مسائل کشور، حجت را بر همه تمام کرد. ايشان اين بار هم مثل هميشه درصدد خاموش کردن آتش فتنه بعد از انتخابات بود و فرمايشات ايشان سهم به سزايي در شفاف کردن فضاي سياسي کشور ايفا کرد. رهبر انقلاب در بخشي از سخنان خود لفظ مجرم را در خصوص مطرح کنندگان دروغ در انتخابات به کار بردند و تاکيد ايشان مي تواند در روند محاکمه سران اغتشاش تسريع ايجاد کند. بيانيه هاي پي درپي از سوي موسوي براي تحريک مردم از مصاديق بارز جرم است. قوه قضائيه بايد ضمن مديريت صحيح محاکمه آشوب هاي بعد از انتخابات، انتظار جامعه را هم در به مجازات رساندن سران آشوب برآورده کند. علاوه بر آحاد ملت و جامعه امروز، رهبر انقلاب و نمايندگان مجلس هم پشتيبان قوه قضائيه براي اجراي قانون هستند و اين مسئله تکليف سنگيني بر دوش اين قوه گذاشته است.