|
دکتر حامد حاجيحيدري-از دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران-hajiheidari@PhiloSociology.ir
قضيه
• گربهاي در ميان آدميان سلطهگر، بردهوار ميزيد. از تهمانده غذاي آنان، بيدردسر، تناول ميکند. ولي با شنيدن يک "پيشت" ، هر چه از خوردن ته مانده سفرههاي چرب و شيرين، در زير پوستش روييده، ميلرزد و آب ميشود.
• ولي...
• ولي...
• ولي شير بيشه، براي به چنگ آوردن لقمهاي، مجبور است دو صد زراع بدود و به زحمت و عرق جبين، لقمهاي به چنگ آرد. در عوض، کسي را ياراي آن نيست تا به يک "پيشت" (دهخدا: آوازي براي راندن گربه. مقابل پيش پيش که خواندن گربه است) ، زير پوستش خالي کند.
|